سلام بچه ها اين آخر آپ من تو سال 85 . امروز ساعت 1:30 حركت دارم .دارم مي رم آبادان
پيش فاميل مادريم (مامان بزرگ، خاله ها و بچه هاشون، دايي ها و بچه هاشون) آخه مامانم
آبادانيه. من و حديث و هدي و فاطمه خواهر كوچيكم و خاله ليلا (خاله كوچيكم و تنها خاله اي كه اينجا دارم) و بچه هاش (بهاره و محمد) راستي رضوانم با ما مياد.مامان، بابام دوم، سوم
ميان.
راستي عروسي پسر خالمم هست
بزرگترين و اولين نوه فاميل مادري كه داره ازدواج
مي كنه. اگه گفتين بعد نوبت كيه؟![]()
![]()
خوب معلومه نوبت منه.![]()
![]()
آخه من دومين
نوه ام .نگين چقدر دختره هوله.
من حالا حالاها قصد ازدواج ندارم![]()
تا كار شناسي
ارشدمو نگيرم اصلا
(نه جونه من بيا ازدواج كن
اين تن بميره
چقدر خودمو تحويل
گرفتم
) من ديگه برم جمو جور كنم بايد كتابامم بردارم ميدونم نمي خونم
اما بردن و
نخوندن بهتر از نبردن و عذاب وجدانه مگه نه؟
اگه تونستم سر مي زنم ديگه برم عيد
همگي پيشاپيش مبارك اميدوارم سال خوبي داشته باشين.![]()
![]()
شاد باشيد![]()
![]()

