تبليغاتX
 دانـــــشــــجــــوی بـــــدبـــــخـــت
انّا لله و انّا اليه راجعونْ

باورم نيست كه تو رفتي و خاموش شدي             ترك ما كردي و با خاك هم آغوش شدي

خانه را نوري اگر بود رخسار تو بود                       اي چراغ دل ما از چه تو خاموش شدي

 

نمی دونم چطوری شروع کنم نمی دونم چی بگم الان ۵ روزه که رفته دیگه بر نمی گرده

برا همیشه از بین ما رفت واقعا سخته خیلی سخت و باور نکردنی هنوز نتونستم باور کنم

پسر عمم فقط ۲۱ سالش بود ۳ ماه از من کوچیکتر بود.۵ روز پیش تصادف کرد و از دنیا رفت

هنوز نتونستم باور کنم.عمم بیچاره که سکته کرده هیچی نمی فهمه بمیرم برا دختر

 عمم که بیشترین زجرو اون می کشهدوتا آدم دم مرگ تو فامیل داشتیم هم عمم

 هم بابا بزرگم ههمون منتظر مرگ بابا بزرگم بودیم فکر نمی کردیم خدا میخواد یکی دیگرو

ازمون بگیره حکمت خدا رو می بینین حرفم نمیاد.نمی دونم چی بگم.

گريه كردم اشك بر داغ دلم مرحم نشد            ناله كردم ذره اي از اشكهايم كم نشد

در گلستان بوي گل بسيار بوييدم                     از هزاران گل گلي هم چون رضا پيدا نشد

پ ن:ممنون میشم اگه هر کدومتون یه فاتحه و یه صلوات برا شادی روحش بفرستین.

خودم دلم نمیاد فاتحه بدم آخه باور نکردم

اميدوارم هيچ كدومتون گرفتار همچين مصيبتي نشين

يا حق

|+|نوشته شده در یکشنبه 1386/02/16 ساعت 4:15 توسط دانشجوی بدبخت |

آخرین نوشته ها
...............
آيا دانشجوي بدبخت تعطيل خواهد شد؟؟؟؟؟؟؟؟
تولدم مبارك
چقدر ...
هفت سيني متفاوت
خداحافظ 86 ازت متنفرم
غيبت كبري
نامه ای به فرشته ی کوچولو
غیبت صغری
حرف های مزخرف