بسم الله الرحمن الرحیم الصلاة و والسلام علی اشرف الانبیا والمرسلین و..........(نمیدونم چی )
قبل از هر چیز جا داره ورود دانشجویان جدید سال 86 رو به دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر تسلیت عرض نمایم
و از درگاه خداوند، صبر ایوب برایشان خواستارم
انشا الله که غم آخرتون باشه.
ورودی های جدید، دانشجویان گرامی قبل از هر چیز روووشنتون کنم
که ورود به این دانشگاه همانا و خارج نشدنم همانا
اینجا مدرسه نیست خر خونی کنی
بیای 20 بگیری این جا به هیچ کس هیچ ربطی نداره که تو چقدر خوندی چقدر بلدی اصلا برگت و سیاه کردی یا نه
،هیچی ننوشتی، همه چیز به وجدان استاد گرامی برمیگرده
عشقشون بکشه نمره بدن یا اینکه ندن اینجا هیچی دست شما نیست
اینا رو گفتم به عنوان یک پیشکسوت که موهاشو تو این دانشگاه سفید کرده،
وظیفه ی خودم دونستم که رووشنتون کنم.
برسیم به درد دل خودمون جونم براتون بگه تو پست قبلی عکس سرویسای جدید دانشگاه رو براتون زدم یادتونه
که همون ولوو خوشکلا
، اِِاِاِاِاِ یادتون نمیاد اسکانیا
، ولوو همون اتوبوس خوشکلا رو میگم دیگه
،از همین جا، جا داره از مسولین به خاطر این امر خیلی تشکر کنم درسته که شهریش مقداری بالا رفت از 25000 شد ،40000 ولی خوب ارزششو داشت ایووووول،دمتون گرم .
یه کار عالیه دیگه، دانشگاه کرده باید بگم ،خوب بلاخره اینقد زحمت می کشن باید قدر دان بود ،
باید یکی تشکر کنه دیگه
، من هم از طرف تمام دانشجویان این دانشگاه، از تمام مسئولین تشکر و قدر دانی میکنم و از همین جا دستتونو می بوسم
که از دانشجو یه هو خواستین اون چندر غاز پول شهریه رو که باقی مونده بود یه جا بریزن،
در غیر اینصورت فایلاشون بسته میمونه و نمی تونن حذف و اضافه کنن البته نمی دونم چرا همه کارمندا داشتن هی زیر لب ورد میخوندن(فحش جد اباد خودشون و میدادن)
اخی طفلی ها خسته شده بود ن خوب حق داشتن،میدونید اگه یه دفعه تمام چند هزار نفر دانشجو یهو با هم هجوم بیارن تو دانشگاه بخوان فیش بگیرن و پول واریز کنن و ثبت کنن و تازه بعد از ثبت فیش، فایلشون باز نشه
و باید برن امور مالی مربوط به رشته، که تک تک فایل دانشجو ها رو باز کنن
. اینقدر این بانک و اتاق کار شناسی شلوغ بود اصلا نمی تونم وصفش کنم تو این هوای گرم بوشهر
تصور کنین هزاران دانشجو بچپن
(هول بخورن) تو یه اتاق با بدن های عرق کرده
وای وارد اتاق که میشدی یکی بو پیاز میداد یکی بو سبزی ماهی می داد یکی بو ماهی شور میداد وای کل اتاقم که بو قلیه ماهی مونده میداد . ببخشید منو که اینا رو گفتم اخه اون لحظه خیلی بم سخت گذشت
جد وابادم جلو چشام اومد تو دلم مونده بود خالیش کردم.
ببخشید
روز شنبه حذف و اضافه ما بود قرار بود فایلا ساعت 8 صبح باز بشه اما فکر کنم اون موقع کارکنان عزیز خواب تشریف داشتن و ساعت 9:40 ما توستیم وارد بشیم.
از بحث دانشگاه بیایم بیرونو در مورد افطاریه روز یکشنبه خانه وبلاگ نویسان بوشهر بگم.
بلاخره روز آخر تصمیم گرفتیم با آیلین بریم.
اول از هر چیز خیلی تشکر میکنم از همه ی کسانی که برا این مهمونی ساعتها تلاش کردن تا ما دو سه ساعتی دور هم خوش بگذرونیم مهمونیه عالی ای بود دستتون درد نکنه
از اینکه تونستم دوستانم رو ببینم و با اونا از نزدیک آشنا بشم خیلی خوشحالم دوستانی مثل مریم خانومی
- منگول
(که بعد از چندین سال تونستم دوباره ببینمش)-شنگول
-حبه انگور
-زن زمانه
-نرگس
-وخانم غضنفری
و .....لی لی
و نازی
هم که مثل اینکه اونجا بودن اما متاسفانه من نتوستم ببینمشون
.آقایون و نمی شناختم فقط آقای دشتی که راحت می شد ایشون و شناخت
و آقای نوذری که معرف حضور همه هستن
،آقای پورجماد و از عکس توی وبلاگشون شناختم، آقای حسینی طی برگذاری برنامه شناسایی شدن و آقای مهر پویا که کاملا مشخص بودن![]()
.عکس نگرفتم اومدم فیلم بگیرم اما سر اقای حسینی و اقای پورجماد اجازه نمی داد
.اما یه عکس سرقتی می ذارم
.بعد از مراسم کلاس زبان داشتم دیرم شده بود این سه نفر لطف کردن و منو تا زبان سرا رسوندن دستشون درد نکنه
.


پ ن1: مثل اینکه قراره از ترم بعد واریز شهریه دانشگاه الکترونیکی
بشه برا همین هر دانشجو باید یه عابر بانک مخصوص داشته باشه .
پ ن2:کلاسهایی که قرار بوده از 31 شهریور شروع بشه
هنوز درست حسابی تشکیل نشده ما که از خدامونه
من که این هفته فقط دو تا کلاسم تشکیل شده.تا شنبه کلاس ندارم که احتمالا عید باشه پس می شه یکشنبه.
پ ن3:خب ماه رمضونم کم کم داره تمام میشه
. اونجوری که فکر می کردم بهم سخت نگذشت خیلی راحت تر از هر سال بود تازه احساس می کنم خیلی زود گذشت
.پیشاپیش عید سعید فطر و تبریک میگم.
پ ن 4: طبق در خواست دوستان این بار سخن را کوتاه کردیم
دیگه متنایه کیلیشه ای نمی نویسم
که حوصله کنید بخونید اینقدر زحمت کشیدم .


