تبليغاتX
 دانـــــشــــجــــوی بـــــدبـــــخـــت
نامه ای به فرشته ی کوچولو

سلام فرشته کوچلو خوبی ؟ اونجا بهت خوش می گذره؟ چه سوال مزخرفی حتما خوش می گذره . اما اینجا اصلا خوش نمی گذره ، نگو چرا خوب دلمون برات تنگ شده، دلمون برا چشمایه خوشگلت، برا لبایه کوچولوت دستایه کوچولوت، تنگ شده 

من و هدی برات یه لباس زمستونیه خوشگل نارنجی گر فتیم  منتظرت موندیم که بیای تنت کنیم اما گفتن تو دیگه نمیای ما هم اونو دادیمش به یه کوچولویه دیگه ، هر روز میام پشت کامپیوتر عکسایه قشنگتو نگاه می کنم یادته همیشه وقتی میومدی خونمون بغلت می کردیم یه جوری می گرفتیمت که نور بیوفته تو چشایه قشنگت ببینیم رنگ چشمات چه رنگیه  روز شنبه که مامانت تو رو تنها گذاشت اومد خیلی بی تابی می کرد گریه میکرد میگفت دست پر رفتم دست خالی اومدم کاش پام شکسته بود نمی بردمش،  خوب دلش برات تنگ شده دیگه

 تو هم که شنبه تنها فرستادنت ، تنهایی نترسیدی ؟ اون تو تاریک بود؟

روز یکشنبه که تو رو گرفتن تو بغلشون بردنت یه جایی که همه آدما میرن اونجا می خوابن ،دیگه بیدار نمیشن،  بدن کوچولو تو گذاشتن تو یه چاله یه کوچولو  بعدم اون چاله رو پرش کردن ، بعد خدا به تو دو تا بال کوچولو داد تو هم بالا سر مامانت  پرواز می کردی می خندیدی،به مامانت می گفتی مامان من اینجام گریه نکن، ولی مامانت که تو رو نمی دید مامانت دلش می خواست بغلت کنه بهت شیر بده  ولی تو پرواز کر دیو رفتی مثله فرشته ها رفتی تو بهشت همبازیه بچه هایه کوچولویه دیگه شدی  .

 دیروز رفتم پیش مامانت خاطره  هاتو تعریف می کرد می گفت وقتی رفتیم شهرکرد خونه عمه زهره ؛آب و هوایه شهرکرد بهت ساخته بود، دیگه زیاد گریه نمی کردی، همش می خندیدی می گفت اصلا یه جوره دیگه شده بودی، خوشگلتر خیلی خوشگلتر .

 مامانت می گفت وقتی رفتیم قم،  تو رو برده حرم حضرت معصومه ،میگه می خواستم نماز بخونم گذاشتمت روی زمین تو اصلا گریه نکردی هر کس از کنارت رد میشد مینشست کنارت باهات بازی می کرد  تو هم  واسشون می خندیدی .  مامانت می گفت تو بیمارستان ؛ پرستاره  ازش پرسیده ؛دخترت رو کی رفته اینقد خوشگله ، مامانتم گفته نمی دونم ولی همه می گن شبیه خودمه پرستاره گفته بوده ؛ نه این که خیلی خوشگلتره .

مامانت می گفت  اینقده دختر خوبی شده بودی  دیگه زیاد گریه نمی کردی ، می گفت وقتی خواستن ببرنت اتاق عمل لباس سبز اتاق عمل رو تنت کردن صورت کوچولوت خیلی  قشنگ شده بود.

مامانت هر چی می گفت تمام نمی شد تو رفتی که مامانت دیگه شبا راحت بخوابه، بره بیرون، تفریح کنه، تلوزیون نگاه کنه ولی اصلا به این فکر کردی حالا که رفتی، اگه مامانت اون موقع 5 دقیقه می خوابید حالا دیگه همون 5 دقیقه رو هم نمی خوابه تو به این فکر نکردی که گهواره یه خالیت، تویه خونست به این فکر نکردی که عکسایه قشنگت، لباسایه کوچولوت تو خونست، مامانت با اینا چی کار کنه  ، گهواره یه خالیتو تاب بده؟ دیگه واسه کی لالایی بخونه ؟ بدونه تو کجا بره تفریح کنه؟ اون تو رو می خواد با تمام سختی ها با شب بیداریا با دکتر رفتنا.

ما نمی تونیم ماما نتو آرومش کنیم، تو از خدا طلب ارامش برایه مامانت کن.

 

دلتنگ تو ، دختر عموت نجمه

 

آدرس گیرنده : آسمون-بهشت-سرزمین نی نی کوچولو ها پلاک پاکی ها برسد به دست معصومه ، فرشته کوچولویه ما

فرشته کوچولو

اینم یه چندتا عکس دیگه از فرشته کوچولو.البته یه خورده بد عکس بود خودش خیلی ناز تر بود:عکس1-عکس2-عکس 3

 

 

پ ن1: امتحان میان ترم آخرو گند زدم یعنی همه ی بچه ها گند زدن به احتمال زیاد باز توپایان ترم قسمت میان ترم و میاره.

پ ن2:زبان سرا هم تمام شد خدا را شکر.96 شدم. این ترمم مرخصی گرفتم.

پ ن3:برا حج عمره هم سعادت نداشتیم نه اسم من در اومد نه حدیث.متاسفانه.(آمفی تئاتر دانشگاه موقع قرعه کشی-جعبه های قرعه کشی)

پ ن4: تا بعد از پایان ترما دیگه آپ نمی کنم. آخرین امتحانم 7 بهمنه.

مناجات:خدایا!دلمان را غرق حکمت کن.

یا حق

 

 

|+|نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/06 ساعت 0:25 توسط دانشجوی بدبخت |

آخرین نوشته ها
...............
آيا دانشجوي بدبخت تعطيل خواهد شد؟؟؟؟؟؟؟؟
تولدم مبارك
چقدر ...
هفت سيني متفاوت
خداحافظ 86 ازت متنفرم
غيبت كبري
نامه ای به فرشته ی کوچولو
غیبت صغری
حرف های مزخرف